دانش بدون توفيق بهره نمي دهد . [امام علي عليه السلام]

هنر و فلسفه و ادبيات و اديان ...

Powerd by: Parsiblog ® team.
   1   2   3   4      >
+ عرض تبريک ...(جمعه 25 مرداد 1387 ساعت 1:30 صبح )


 


با عرض تبريک و شاد باش به مناسبت ميلاد با سعادت منجي عالم بشريت امام عصر عج الله تعالي فرجه الشريف


براي تمامي دوستان آرزوي سعادت و شادکامي دارم .


انشاءالله که انتظار منتظران به نيکي به سر آيد ...


» پيمان نعمت پور
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ « ماشا اليليکينا »(دوشنبه 14 مرداد 1387 ساعت 6:51 صبح )

 


                                         « ماشا اليليکينا »


                              خواننده ء روسي که به اسلام مشرف شد ...


 


 




«ماشا اليليکينا» نام مشهوري در روسيه و مناطق روسي‌زبان است. او حدود 2 سال پيش به عنوان يک هنرپيشه جذاب و يک مدل زيبا مطرح بود و شهرت و محبوبيتش با اوج گرفتن «گروه رقص و موسيقي فابريک» در روسيه، به بالاترين حد رسيد.

ماشا اليليکينا، ستاره سابق سينما، رقص و موسيقي، اينک حجاب اسلامي در بر دارد و به تدريس در مدارس مشغول است. وي مي‌گويد از جلوه‌هاي کاذب سابق متنفر است و اکنون احساس خوشبختي مي‌کند.



آنچه در پي مي‌آيد مصاحبه سايت روسي Islam.ru با اين هنرمند مسلمان شده است:

• چطور شد که تمام موفقيت‌ها و درخشش‌هاي خود روي صحنه را زير پا گذاشتي و به اسلام گرويدي؟
ماشا: من به لطف خداوند به سوي او گام برداشتم. اين اراده خدا بود.

• در زماني که يک خواننده بودي آيا فکر مي‌کردي که روزي اسلام بياوري، روزه بگيري و به حج بروي؟
ماشا: نه؛ حتي به ذهنم خطور هم نمي‌کرد که روزي به حج بروم و از بهترين و گواراترين آب، يعني آب زمزم بنوشم.

• آيا راهي که براي مسلمان‌شدن طي کردي، مسيري طولاني بود؟
ماشا: من دو سال است که مسلمان شده‌ام. يک روز مطلع شدم که يکي از نزديکترين دوستانم بر اثر يک حادثه در شهري ديگر به حالت کما رفته است. من نمي‌دانستم که چطور مي‌توانم به او کمک کنم. آن روز براي اولين بار نماز خواندم و دست به دعا برداشتم و از خداي بزرگ کمک خواستم.
روز بعد همان دوستم با من تماس گرفت و گفت: «در آن حالات بيهوشي من تو را مي‌ديدم و تو خيلي زياد به من کمک کردي!»، من در آن لحظه بسيار گريستم؛ زيرا براي اولين بار در زندگي‌ام بود که چيزي از خدا مي‌خواستم.

• در حال حاضر به چه کاري مشغولي؟
ماشا: من پنج زبان اروپايي بلد هستم و در حال حاضر در مدرسه و دانشگاه تدريس مي‌کنم. ضمناً برخي از نت‌هاي مجاز شرعي را نيز مي‌نويسم.

• آيا موسيقي هم گوش مي‌دهي؟
ماشا: بله؛ آثار «گروه ريحان»، «گروه سامي يوسف» و «گروه کت استيونس» ( که پس از اسلام آوردن نام خود را «يوسف اسلام» گذاشت) را گوش مي‌کنم.

• آيا چيزي از قرآن هم آموخته‌اي؟ آيا آمادگي داري که زبان عربي را هم به آن پنج زبان اروپايي اضافه کني؟
ماشا: در ابتدا فکر مي‌کردم که آموختن زبان عربي مشکل باشد. اما آن را شروع کرده‌ام و خيلي هم آن را دوست دارم و فکر مي‌کنم کليدي براي فهم دانش برتر باشد.

• چرا گرايش به اسلام نسبت به اديان ديگر بيشتر است؟ و چرا بيشتر کساني که به اسلام مي‌گروند از بين هنرمندان و فعالان در کنسرت و موسيقي هستند؟
ماشا: اسلام نسبت به اديان ديگر، محکمترين اساس را دارد. تمام قواعد اسلام در زندگي کاربرد دارند. راه اسلام سعادت‌بخش است.




• از اينکه مسلمان شده‌اي چه احساي داري؟
ماشا: احساس خوشبختي. امروز من اين فرصت را دارم که مقايسه کنم قبلاً چه بودم و حالا چه هستم. من اکنون با حيات واقعي آشنا شده‌ام، پس خوشبختم.

• و چه تفاوتي با قبل داري؟
ماشا: ايمان به خدا زندگي مرا متحول کرد. ميل به عبادت خداوند در فطرت و وجود همه انسان‌ها نهاده شده است. من اطمينان دارم که خداوند به ما تفکر و تعقل نداده است تا بياييم، زندگي کنيم، بخوريم، بخوابيم و بميريم. خدا به ما فرصت زندگي کردن داده است تا به او برسيم.

• آيا گاهي به موفقيت‌ها و درآمد سابق خود فکر نمي‌کني؟ حسرت آن دوران را نمي‌خوري؟!
ماشا: آن جلوه‌ها، پس از مسلمان شدن، برايم بي‌ارزش و منفور هستند.

• از اينکه آشکارا خود را مسلمان معرفي مي‌کني هراس نداري؟
ماشا: نه نمي‌ترسم. برعکس، تکليف و وظيفه خود مي‌دانم که ديگران را از راه گمراهي بازدارم و به عنوان الگويي براي آنها باشم.

• از اينکه عکس‌هاي سابقت در اينترنت هست ناراحت نيستي؟
ماشا: من خودم دوست ندارم به اين عکس‌ها نگاه کنم. اما اشکال ندارد که مردم آنها را ببينند تا برايشان عبرت شود و بدانند که انسان مي‌تواند تولد ديگري داشته باشد و از نو به دنيا بيايد. انسان مي‌تواند توبه کند و با انجام کارهاي خوب، تمام سياهي‌هاي گذشته‌اش را پاک کند، ان شاء الله.

• اينک چه چيزي از «اسلام» مي‌تواني به ديگران بگويي؟
ماشا: اسلام مي‌گويد: «اگر نمي‌تواني راجع به خدا بينديشي حداقل سعي کن از قيد خودت رهايي يابي و پليدي‌هاي نفست را مهار کني؛ رذايلي مانند خودپسندي، تکبر، حسد، ظلم، دروغ، خودستايي و خودنمايي». اگر کسي مي‌خواهد به سوي اسلام گام بردارد فقط بايد انديشه کند و از فطرت خود مدد بگيرد.

• چه پيامي براي مسلمانان داري؟
ماشا: آرزو مي‌کنم که کارهاي نيک و عبادات برادران و خواهران ديني من مورد قبول خداوند متعال قرار بگيرد و رحمت خدا بر خانه‌هاي آنان ببارد.

• و براي غير مسلمانان؟
ماشا: اميدوارم کساني که هنوز به دين اسلام مشرف نشده‌اند لحظه‌اي به خود بيايند و فارغ از انبوه اطلاعات پوچ و بيهوده‌اي که چشم و گوش مردم اين عصر را فرا گرفته است کمي انديشه کنند.




 

...masha
» پيمان نعمت پور
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ عيدتان مبارک ... مبعث رسول خدا شاد ترين عيدها .. تهنيت باد !(چهارشنبه 9 مرداد 1387 ساعت 9:29 صبح )

با عرض تبريک به مناسبت مبعث فرخنده رسول حق به سالکان حقيقت ...


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 
اين هم يک حکايت زيبا از  پيامبر حق و حقيقت تا معلوم شود که دلهاي پاک بي هيچ بهانه تسليم حق ميشوند اما


دلهاي سياه و زنگار گرفته با آشکار ترين براهين نيز دست از لجاجت احمقانه بر نخواهند داشت و در ادامه دادن راه ضلالت


ترديد نخواهند کرد ...


***************************


 


 


روزي ابوجهل چند سنگ در دست داشت و به پيامبر(ص) گفت که اگر تو پيامبر و رسولي و فرستاده ي خدا ، بگو که در مشت من چيست؟ پيامبر (ص) فرمودند که من بگويم يا اينکه آنچه که در دستان توست بر رسالت ما گواهي و شهادت دهند ؟ ابوجهل گفت که اين دومي بهتر است ، و به اذن خدا سنگها در دست ابوجهل بر رسالت پيامبر شهادت دادند ؛ ابوجهل وقتي چنين وضعي را ديد سنگها را با خشم برزمين کوبيد و فرار کرد ...  !!!



                                            ***



 سنگها اندر کف بوجهل بود ...


 


گفت اي احمد بگو اين چيست زود



 



گر رسولي چيست در مشتم نهان


 


چون خبر داري ز راز آسمان !!



 



گفت چون خواهي بگويم کان چهاست


 


يا بگويند آن که ما حقيم و راست



 



گفت بوجهل آن دوم نادرتر است


 


گفت آري حق از آن قادر تراست



 



از ميان مشت او هر پاره سنگ


 


در شهادت گفتن آمد بيدرنگ



 



لااله گفت و الاالله گفت ...


 


گوهر احمد رسول الله سفت



 



چون شنيد از سنگها بوجهل اين


 


      زد زخشم آن سنگها را برزمين ...   !!


 


****************************************************



» پيمان نعمت پور
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ آيا ما شيعان قبر پرستيم ؟(جمعه 4 مرداد 1387 ساعت 8:49 صبح )

 


به اين تصاوير دقت کنيد: ...  به نظر شما اينجا مرقد چه شخصيست ؟


 


*********************************************************


 


 


صحن شريف !!


 


اگر به خاطر نمي آوريد اشکالي ندارد .... طبيعي است !! ...  خودم ميگويم ...


 


...


 


اين محل قبر امام بخاري از پيشوايان اهل سنت و راوي يکي از کتب صحيح ( صحيح بخاري ) مي باشد ... !!!


چرا تعجب دارد ؟...  خب معلوم است .......  !!!!


 


!!!


 


 برخي از مسلمانان عزيز اهل تسنن _ که البته حسابشان از بقيه جداست _ به خاطر عناد و دشمني با شيعيان مارا قبر پرست مينامند ...!!!!!!!  به خاطر اينکه بر قبور بزرگانمان ضريح و مرقد ميسازيم...و به اين خاطر به شيعيان ميگويند ( قبر پرست ) !!!!


 


.....................


 


البته اين عزيزان به هيچ وجه به روي خودشان نمي آورند که اينجا مرقد بخاري است ...!!! ( جالب است نه ؟...)


*****************************************************************************


يک توضيح کوچک :


ما اعتقاد نداريم که اين کار آنها غلط است بلکه ميگوييم نظرشان راجع به برادران شيعه صحيح نيست . زيرا نميدانند يا نمي خواهند بدانند که ساختن حرم و زيارت و دعا در نزد قبور شريفه اگر با قصد غير خدا و عبادت صاحب قبر - نعوذبالله - نباشد مانعي ندارد و حتي باعث ثواب است .... 


***********************************


به اينجاها هم يه سري بزنيد جالبه :


http://www.mostabser.blogfa.com/post-32.aspx


 


***************************************************


 البته بحث اين موضوع مفصل است و ميماند براي بعد ها ...انشاءالله


                                                                                        و صل الله علي محمد و آله اجمعين


» پيمان نعمت پور
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ قصيده اي زيبا از غلامرضا طريقي(پنجشنبه 20 تير 1387 ساعت 7:37 عصر )

سيد ضياء قاسمي از شاعران خوش قريحه و زلال افغانستان است که پس از مدتي طولاني که سرزمين ما افتخار ميزباني اش را داشت و از اين طريق به بنده نيز دوستي پر ثمرشان را هديه داده بود به افغانستان برگشته اند و دوستان خود را در دلتنگي دوري خويش بيقرار نموده اند. قصيده ء زير از غلامرضا طريقي ست در همين دلتنگي ها ...


 



 


 


***
بس است هر چه زمين از من و تو بار کشيد
چگونه مي شود از زندگي کنار کشيد ؟
چقدر مي شود آيا به روي اين ديوار
براي پنجره نقاشي بهار کشيد ؟
براي دور زدن در مدار بي پايان
چقدر بايد از اين پاي خسته کار کشيد ؟
گلايه از تو ندارم چرا که آن نقاش
مرا پياده کشيد و تو را سوار کشيد
حکايـت من و تو داستان تکه يخي ست
که در برابر خورشيد انتظار کشيد
چگونه مي شود از مردم خمار نگفت
ولي هزار رقم ديده خمار کشيد ؟
اگر بهشت براي من و تو است چرا
پس از هبوط ، خدا دور آن حصار کشيد ؟
چرا هر آنچه هوس را اسير کرد اما
براي تک تکشان نقشه فرار کشيد ؟
خدا نخست سري زد به جبه منصور
سپس به دست خودش جبه را به دار کشيد
خودش به فطرت ابليس سرکشي آموخت
و بعد نقطه ضعفي گرفت و جار کشيد
غزل ، قصيده اگر شد مقصر آن دستي است
که طرح قصه ما را ادامه دا ر کشيد ...


 


**********************************************


 


( به سيد ضيا قاسمي که غربتش زودتر از من پايان گرفت )


*****************************************************


به نقل از وب لاگ دوست عزيزم: سيد ضياء   http://yomgan.blogfa.com/


 


» پيمان نعمت پور
»» نظرات ديگران ( نظر)

   1   2   3   4      >

ليست کل يادداشت هاي وبلاگ
[25/5/1387- 1:30 ص] عرض تبريک ...
[14/5/1387- 6:51 ص] « ماشا اليليکينا »
[9/5/1387- 9:29 ص] عيدتان مبارک ... مبعث رسول خدا شاد ترين عيدها .. تهنيت باد !
[4/5/1387- 8:49 ص] آيا ما شيعان قبر پرستيم ؟
[20/4/1387- 7:37 ع] قصيده اي زيبا از غلامرضا طريقي
[17/4/1387- 5:55 ص] يک سوءال ...؟
[12/4/1387- 1:0 ص] محصول کارگاه وزارت مستعمرات (2)
[15/3/1387- 8:36 ع] وهابيت و القاعده
[7/3/1387- 8:29 ع] غزلي از فاضل نظري
[8/2/1387- 12:28 ص] چاکراها ...
[24/1/1387- 2:38 ع] در خاکروبه ها !...
[17/1/1387- 11:27 ص] سلامي و درودي دوباره ...
[19/12/1386- 3:8 ع] يک بازار نمک گنديده !!!
[14/12/1386- 3:10 ع] به مناسبت اربعين حسين(ع) و مظلوميت آن حضرت....
[14/12/1386- 1:55 ع] به مناسبت اربعين حسين(ع) و مظلوميت آن حضرت....
[همه عناوين(18)][آرشيو شده ها]